قاصدک خیال من

آیا تو چنان که می نمایی هستی؟؟؟!



پیام های کوتاه
  • ۲۰ مرداد ۹۶ , ۰۰:۴۴
    117...
نویسندگان

۸۶ مطلب با موضوع «لبخند نامه» ثبت شده است

۲۴
دی

این روزها ...

حال حوصله ام رو به راه نیست.


  • لبخنــــツ ـــد
۱۷
دی

فردا سه تا امتحان داشته باشی و باز فرداش هم امتحان داشته باشی

خودت هم ترم آخری باشی :(

  • لبخنــــツ ـــد
۱۳
دی

حس من به وبلاگم وقتی به سرم میزنه حذفش کنم؛

حس مادریه که دلش نمیاد بچه اش رو سر راه بذاره و بره تو افق محو بشه!

  • لبخنــــツ ـــد
۱۳
دی

شاید امسال آخرین زمستونی باشه که به عنوان دختر بابا تو خونه پدرم هستم ...

اگه برم خونه خودم دلم برای بابام تنگ میشه ...

  • لبخنــــツ ـــد
۰۷
دی

بچه تر که بودم اگه می پرسیدن "علم بهتره یا ثروت"؟!

زود میگفتم " علم بهتره "

بعد ها که بزرگتر شدم؛ اگه باز این جمله رو کسی می پرسید میگفتم" علم در کنار ثروت بهتره"

حالا که بزرگترتر شدم و یکم زندگی اون روی ناپیداش رو به روم آورده

دارم فکر میکنم اگه آدم ثروت داشته باشه؛

میتونه صاحب علم بشه،

میتونه هر روز لباسای رنگی رنگی بپوشه

و وقتی از کنار دخترک بی فرهنگ فامیل دور رد میشه مورد تمسخر قرار نگیره،

میتونه دو جفت کفش داشته باشه تا کفش دانشگاه و مهمونیش یکی نباشه،

که تو خونه به خاطر نداشته هاش زبونش تلخ باز نشه به گله ،

تا چشمش نیفته به چشمای پر از شرم پـــــــــــــــدر ... .


+ بعدا نوشت: نوشته ی من معنیش این نیست که من مخالف علم ، لطفا بد برداشت نشه!


  • لبخنــــツ ـــد
۰۶
دی

+ وقتی سر جلسه امتحان میفهمی امتحانت تشریحیه ...

+ وقتی برخلاف سال های دیگه کارت آزمون رو اجبار میکنن؛

اونم وقتی که تو برای اولین بار شهریه نریختی :(

+ وقتی حواسش بهت هست و همش زنگ میزنه تا بدونه امتحانت چطور بود ...

+ وقتی شنیدن صداش حالتو خوب میکنه و بهت انرژی میده :)

امروزم با همه سختی هاش تموم شد ، خدایا شکرت :))

  • لبخنــــツ ـــد
۰۶
دی

امروز بی خیال همه ی غصه های الکی دنیا 

و بی خیال اینکه هیجدهم سه تا امتحان دارم

و بی خیال اینکه امروز سر جلسه فهمیدم امتحانم تشریحی بوده ،

 داشتم تو اینترنت دنبال دسته گل عروس میگشتم :))

بااینکه هنوز چندین ماه تا عروسیمون فاصله هست اما از الان برای این چیزا ذوق دارم :))


+ یاد این شعر سهراب افتادم که میگه :

 " لحظه ها عریانند؛ به تن لحظه ی خود جامه اندوه مپوشان هرگز "


+ کپی شده از وبلاگ قبلی :)

  • لبخنــــツ ـــد
۰۵
دی

همه چی داره آروم و نرمال پیش میره ؛

به جز دل نا آروم من که با هر تپشی بر بی قراریش افزوده میشه...


دیشب دوستم پیام فرستاده که کتاب برای امتحانمون که فردا باشه، پیدا نکرده؛

منم از صفحات کتاب عکس گرفتم براش فرستادم.

 داداشی میگه قدیما همه با نور شمع درس میخوندن الان اینا با عکس کتاب درس میخونن :))

  • لبخنــــツ ـــد
۰۴
دی


+ این روزا وقتی پست های آخر وبلاگم رو میخونم از خودم بخاطر نوشتن چرت و پرت هایی که برای خودم هم نا خوشاینده نا امید میشم، کاش منم میتونستم مثل گندم بانو اونقدر شیرین بنویسم یا مثل المی بلد بودم با نوشتن روزانه هام به طنز، خنده رو لبای مخاطبام یبارم...


+ 21 دی ماه امتحانام تموم میشه اگه خدا بخواد . بعدش دیگه وقتم تقریبا آزادتره و بیشتر میتونم به دوستان وبلاگیم سر بزنم و از حالت خاموشی در بیام، پس سر نزدنم رو پای بی وفاییم نزارین :))

  • لبخنــــツ ـــد
۰۴
دی

به نام آرام دلها

خدای تنها و عشق بی انتها


سلام خدای خوبم.

 ممنونتم که تمام سختی های زندگی رو بر من آسون کردی

و بر سرم منت گذاشتی و مهربانانه پای دل شکسته و زخمیم وایستادی؛

وقتی که از زمین خوردن ها مینالیدم و کسی دستگیر دل تنهام نبود

ممنونتم که قطره ای از دریای عشقت رو در وجود فرشته ای زمینی قرار دادی تا اون رو به پای من بریزه


ممنونتم خدای خوب و مهربانم

  • لبخنــــツ ـــد