❖ امروز برای ثبت پروژه ام رفتم پیش استاد، نمره موقتم شد 19،
قرار شد تا آخر تیر ماه تمومش کنم تا نمره نهایی رو برام ثبت کنه :)
❖ شنبه 27 اردیبهشت 96 ساعت یک بامداد / شروع فصل دوم پروژه بعد از مدتها oــــــــ0
( شما فکر کن یه رویداد تاریخی تو زندگی لبخند)
❖ از خان اول پروژه ام گذشتم و فصل اول رو تموم کردم،
امروز از دانشگاه باهام تماس گرفتن و گفتن که تا آخر خرداد وقت دارم پروژه ام رو ثبت کنم.
❖ فردا بعد یه وقفه ی چند روزه دوباره میرم سرکار (کارگاه) ^_______^
راستی نوشته بودم اولین دستمزدم شد 199هزارتومان ؟!! :))
به دکتر گفتم داروهایــــــم را میخورم؛ امــــــا تأثیری ندارد.
دکتر پاسخ داد: آیا داروهایت را سر وقت میخوری؟
و من تازه متوجه شدم که چرا نمـــــــــازهایــم تأثیــــــری ندارد!!
متنفرم از آدمایی که یه پاشون اینجاست و یه پاشون خونه خـــــدا ،
ولی خبر از کارای جوونش نداره
که بدونه تو چه کارای کثیفی دست و پا میزنه
اونوقت باچه ابهتی بهشون میگن حاج آقا،حاج خانوم...
جوونی که چشم چرونی میکنه و چشمش دنبال هرزگیه
جوونی که خونه اشو کرده محل فساد ، محل هرزگی
اونوقت حاج خانـــــــوم دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده است برای پسرش...
حـــــــــج ات قبـــــــــــــــــول حاج آقا...
+ کپی شده از وبلاگ قبلیم :)
از قدیم گفتن
دهن مردم رو نمیشه بست...
اما صاف که میشه کرد...
جِر که میشه داد...
گِل که میشه گرفت...
خلاصه نا امیـــــــــــــد نشید...! :))