قاصدک خیال من

۱۱ مطلب با موضوع «دل نوشته های لبخند» ثبت شده است

125...

جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ق.ظ

تو فرشته منی 

 کی گفته فقط زن ها میتونن فرشته باشن

تو مردترین فرشته ی منی

  • لبخنــــツ ـــد

114...

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۵ ب.ظ

- من چیه توِأم؟

+ تو هوای منی

- هوا یعنی چی؟

+ هوا چیزیه که اگه نباشه امکان نداره زنده بمونی


  • لبخنــــツ ـــد

حج ات قبول

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ب.ظ

متنفرم از آدمایی که یه پاشون اینجاست و یه پاشون خونه خـــــدا ،
ولی خبر از کارای جوونش نداره
که بدونه تو چه کارای کثیفی دست و پا میزنه
اونوقت باچه ابهتی بهشون میگن حاج آقا،حاج خانوم...
جوونی که چشم چرونی میکنه و چشمش دنبال هرزگیه
جوونی که خونه اشو کرده محل فساد ، محل هرزگی


اونوقت حاج خانـــــــوم دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده است برای پسرش...



حـــــــــج ات قبـــــــــــــــــول حاج آقا...




+ کپی شده از وبلاگ قبلیم :)


  • لبخنــــツ ـــد

بازار رو فروشی

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ

بعضیا اونقدر رو دارند که اگه نصفش رو بفروشن؛ میلیاردر میشن!!!!


  • لبخنــــツ ـــد

نکنه دلم از دستت بیفته :(

يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۱۰ ق.ظ


زندگی شوخی های آبکی و بیخودکی نیست

گاهی باید زبونتو فیلتر کنی تا نیش حرفات دل عزیزتو زخمی نکنه... .

  • لبخنــــツ ـــد

55...

دوشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۳۲ ب.ظ

لبخند های بعد غر زدنش را با دنیا عوض نمیکنم ...


مـــــادرم را می گویم :)


  • لبخنــــツ ـــد

53...

دوشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۱۸ ب.ظ

گاهی باید یه چسب زخم بزنی رو لبات تا با زبونت دل بقیه رو زخمی نکنی!

  • لبخنــــツ ـــد

یه نشونه از خدا

شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۴۲ ب.ظ

تصاویر متحرک زیبا- باران- تصاویر متحرک بارش بارن- تصاویر زیبای بارا- عکس متحرک باران

گاهی با یه حــــ ــرف ، با یه جملــه ، حتی با دیدن یه صحنـــه ؛

طوری فـرو می ریــ ــزی و دلتنگ روزای نیامده زنــدگیت میشــی

که حتی سر خــــ ــــدا هم فریاد میزنــی کــه :

چرا فقط مـــ ــــن؟

چرا فقط مــن باید این همــه بـغض رو به دوش بکشـ ــم و صبـــ ـــر کنم؟!

صبـــر تا کی؟؟

بعدش با خــــــ ـــدا قهــــــر کنی و بــری بخوابی؛

بدون اینکــه دیگــه یه کلمــ ــه باهاش حــــــ ـــرف بزنی ...


یک ساعت ...


دو ساعت ...


سه ساعت ...


بعد که از خواب پا میشی و چشم ات به جمـال تلویزیون روشن میشــه ...

خـــدا رو در کنار آهنگری ببینی که داره تکه آهنی رو توی آتیش حرارت میده

تا ازش یه چیز به دردبخور و باارزش بسازه ...

کانال رو که عوض میکنی :

آیه ای رو ببینی که خدا داره تو رو به استقامت و صبر دعوت میکنه و

بهت وعده زندگی قشنگ و بهشت رو میده ... .


بعدش شرمنده خــ ـــدا بشــی و ... .



+ کپی شده از وبلاگ قبلیم :)


  • لبخنــــツ ـــد

دارا که باشی ...

سه شنبه, ۷ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۵۴ ب.ظ

بچه تر که بودم اگه می پرسیدن "علم بهتره یا ثروت"؟!

زود میگفتم " علم بهتره "

بعد ها که بزرگتر شدم؛ اگه باز این جمله رو کسی می پرسید میگفتم" علم در کنار ثروت بهتره"

حالا که بزرگترتر شدم و یکم زندگی اون روی ناپیداش رو به روم آورده

دارم فکر میکنم اگه آدم ثروت داشته باشه؛

میتونه صاحب علم بشه،

میتونه هر روز لباسای رنگی رنگی بپوشه

و وقتی از کنار دخترک بی فرهنگ فامیل دور رد میشه مورد تمسخر قرار نگیره،

میتونه دو جفت کفش داشته باشه تا کفش دانشگاه و مهمونیش یکی نباشه،

که تو خونه به خاطر نداشته هاش زبونش تلخ باز نشه به گله ،

تا چشمش نیفته به چشمای پر از شرم پـــــــــــــــدر ... .


+ بعدا نوشت: نوشته ی من معنیش این نیست که من مخالف علم ، لطفا بد برداشت نشه!


  • لبخنــــツ ـــد

قدم های نرسیده

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۳ ب.ظ


از چند روز پیش که دل هوایی من هوای حرمت به سرش زده و بیقرارته ...

 آرزو کردم جای مسافر خسته ای بودم که به شوق وصالت پرکشید

و امروز با بدرقه خادمای حرمت در آغوش خاک آرام گرفت .

گرچه هیچوقت قدم هاش به آستانت نرسید و چشماش به بارگاه عشق ات روشن نشد؛

 اما چه سعادتی بالاتر از این که امشب که شب شهادت توست

و

تو میزبان قدم های به ظاهر نرسیده ولی به وصال رسیده هستی ...




+ قول دادی به همه پس به خدا می آیی

هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی


  • لبخنــــツ ـــد