قاصدک خیال من

۱۲۵ مطلب توسط «لبخنــــツ ـــد» ثبت شده است

125...

جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ق.ظ

تو فرشته منی 

 کی گفته فقط زن ها میتونن فرشته باشن

تو مردترین فرشته ی منی

  • لبخنــــツ ـــد

...124

جمعه, ۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ب.ظ

از چشم که بیفتی چه انسان باشی چه اشک؛ بی ارزشی

  • لبخنــــツ ـــد

زیر یه سقف

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۴۹ ب.ظ

ده روز از عروسیمون که بابام برامون گرفته بود گذشت

و سفر رامسر که با همه اتفاقات خوش و ناخوش سنجاق شد به اولین خاطرات زندگی دونفرمون

و تبخالی که گوشه لبم خودنمایی میکنه یادگار ماه عسلمون



زندگیتون به طعم عسل ^___________^

  • لبخنــــツ ـــد

122...

جمعه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۴ ب.ظ

بخاطر فوت مادربزرگ آقایی عروسی کنسل شد و قرار شد یکشنبه همین هفته یه حنابندون بگیریم و بریم سر خونه زندگیمون و بعدشم هم مسافرت... همه چی دوباره بهم ریخته... آرزوهای قشنگی که برا عروسیمون داشتم همه بر باد رفت از یه طرف هم با خودم میگم لابد یه خیری تو کار بوده، تو اون چند وقت حرف عروسی که میشد بلافاصله صبر میومد حتی وقتی میخواستم لباس عروس پرو کنم باز صبر اومد... بازم یه نشونه  از طرف خدا...

صبر... صبــــر و باز هم صبـــــــــــــــر

  • لبخنــــツ ـــد

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۱۹ ق.ظ

دلگیرم از همه کسانی که پا کردن تو کفشم ....

بیزارم از همه اونایی که لبخند های به ظاهر دلسوزانه شون بوی تعفن و دورویی داره ...



+ عنوان از حافظ


  • لبخنــــツ ـــد

120...

سه شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ب.ظ

عروسیم کنسل شد...

  • لبخنــــツ ـــد

119...

يكشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸ ب.ظ

این روزها تنها کسی که تو زندگیم دخالت نمیکنه خودمم


  • لبخنــــツ ـــد

حماقت محض

جمعه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ب.ظ


حس پرنده ای رو دارم که تو یه قفس تنگ و تاریک هرچی دست و پا میزنه؛

 تاریکی بیشتری رو سرش آوار میشه،

 همه اینا هم از حماقت های خودم ناشی میشه که به هر کسی اعتماد میکنم

و هرکی به روم میخنده فکر میکنم میشه روش حساب کرد.

کاش که میشد همه دلشوره هامو بالا بیارم و راحت بشم...

  • لبخنــــツ ـــد

117...

جمعه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۴ ق.ظ
گر نگهدار من آن است که من میدانم, شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد.
  • لبخنــــツ ـــد

116...

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۵۰ ب.ظ

به قول گندم بانو دردم از یار است و درمان نیز هم ...

دیگه تصمیم گرفتم ریز و درشت مسائل زندگیمو نه تنها پیش هیچ بنی بشری نگم؛

 بلکه اینجا هم ننویسم، باشد که سر حرفم بمونم.


اگه یه روز واسطه ازدواج دونفر شدین

سعی کنین دیگه پاتون رو از زندگیشون بکشین بیرون و بین دوتا خانواده قرار نگیرین، مرسی.

  • لبخنــــツ ـــد